• ارتباط با ما
  • چرا جشنواره فیلم شهر ناکام است؟

    یادداشت | امیر فرخاد

    جشنواره فیلم شهر بیش از یک دهه است که برگزار می‌شود، اما هنوز جایگاه روشنی در تقویم فرهنگی تهران ندارد. نام «شهر» توقع بالایی ایجاد می‌کند. چون این عنوان به‌طور مستقیم به زندگی روزمره شهروندان، خدمات شهری و مسئولیت اجتماعی گره خورده است. با این حال، آنچه در نهمین دوره دیده شد نشان می‌دهد فاصله میان شعار و واقعیت همچنان زیاد است. در عمل، جشنواره نتوانسته مخاطب شهری را به مرکز تصمیم‌ها تبدیل کند و برای او تجربه‌ای تازه و معنادار بسازد.

    نخست باید به مسئله مخاطب‌محوری پرداخت. جشنواره فیلم شهر اگر برای شهروندان است، باید محتوای اختصاصی و تازه ارائه کند. سالن‌های نیمه‌خالی و استقبال محدود، نشانه‌ای از فقدان این نگاه است. وقتی فیلم‌هایی که پیش‌تر در رویدادهای دیگر نمایش داده شده‌اند دوباره روی پرده می‌روند، انگیزه مخاطب کاهش می‌یابد. در نتیجه، جشنواره از نقش پیونددهنده میان سینما و زیست شهری دور می‌ماند. این مشکل با تولیدات اختصاصی، بخش‌های برآمده از تجربه شهری، و برنامه‌های مشارکتی قابل جبران است. اما چنین رویکردی نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، بودجه‌گذاری شفاف و اولویت‌بندی مخاطب شهری است.

    مشکل دوم، اطلاع‌رسانی دیرهنگام و محدود در سطح شهر بود. شهرداری تهران ظرفیت‌های گسترده‌ای برای تبلیغات محیطی، مترو، اتوبوس‌رانی و فرهنگسراها دارد. با این حال، حضور جشنواره در فضای شهری کم‌رنگ و ناپایدار بود. به همین دلیل، بخش بزرگی از مخاطبان اساساً از زمان و مکان رویداد بی‌خبر ماندند. راه‌حل روشن است. باید تقویم جشنواره تثبیت شود، کمپین‌های چندمرحله‌ای طراحی گردد و پیام‌رسانی به‌موقع و پیوسته باشد. همچنین بهتر است اطلاع‌رسانی به سمت «فایده‌محور» تغییر کند. یعنی به‌جای معرفی کلی جشنواره، مزیت‌های ملموس برای شهروندان پررنگ شود؛ از دسترسی رایگان به کارگاه‌ها تا نمایش‌های روباز، تورهای شهری، و برنامه‌های خانوادگی.

    مسئله سوم به هویت و مأموریت جشنواره مربوط است. رویدادی با عنوان «بین‌المللی» اگر قرار است همزمان از تولیدات آماتوری و محلی نیز حمایت کند، باید چارچوب روشنی برای هم‌زیستی این دو سطح داشته باشد. در غیر این‌صورت، رویکرد دوگانه شکل می‌گیرد و جشنواره به مجموعه‌ای پراکنده از اتفاقات بدل می‌شود. راه‌حل این بحران هویت، تعریف ریل‌گذاری مشخص است. می‌توان بخش بین‌المللی، بخش ملی و بخش شهروندی را با معیارهای شفاف، اهداف سنجش‌پذیر و خروجی‌های قابل‌پیگیری از هم تفکیک کرد. برای نمونه، بخش شهروندی باید با فراخوان یک‌ساله، آموزش مستمر، حمایت تولید کم‌هزینه و نمایش گسترده در فضاهای عمومی همراه باشد. در مقابل، بخش بین‌المللی باید استاندارد انتخاب و داوری حرفه‌ای، شبکه‌سازی با جشنواره‌های معتبر و گفت‌وگوهای تخصصی را در اولویت قرار دهد.

    در ادامه به انتخاب آثار و سازوکار داوری می‌رسیم. هر جشنواره معتبر، معیارهای روشن و زمان‌بندی قابل پیش‌بینی ارائه می‌کند. زمانی که قواعد انتخاب مبهم است و داوری تا لحظات پایانی نامشخص می‌ماند، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند. برای رفع این تعارض، باید شیوه‌نامه رسمی منتشر شود. معیارهای موضوعی، شاخص‌های «زیست شهری»، وزن امتیازدهی، ترکیب هیئت‌ها و روند رسیدگی به اعتراض‌ها باید عمومی باشد. این شفافیت تنها یک کار اداری نیست؛ بنیان اعتبار جشنواره است و به رسانه‌ها، فیلم‌سازان و شهروندان امکان ارزیابی منصفانه می‌دهد.

    موضوع «زیست شهری» نیز نیازمند تعریف عملیاتی است. اگر هر فیلمی که در شهر رخ می‌دهد «فیلم شهر» تلقی شود، جشنواره هویت موضوعی خود را از دست می‌دهد. باید مرزها روشن شوند. زیست شهری یعنی رویارویی با مسائل واقعی شهر: حمل‌ونقل، فضاهای عمومی، عدالت فضایی، دسترس‌پذیری، محیط‌زیست، ایمنی، روابط انسانی در خیابان و محله، کار و فراغت، و فرهنگ شهروندی. وقتی این محورها به شاخص‌های قابل سنجش تبدیل شوند، انتخاب آثار هدفمندتر خواهد شد. در نتیجه، مخاطب تصویر دقیق‌تری از نسبت سینما و زندگی شهری می‌بیند و تجربه او معنادارتر می‌شود.

    از سوی دیگر، ظرفیت‌های اجرا در شهر نادیده گرفته شده‌اند. تهران شبکه‌ای از فرهنگسراها، سالن‌های کوچک، ایستگاه‌های مترو و پارک‌ها دارد. این زیرساخت‌ها برای نمایش فیلم‌های کوتاه، مستندهای شهری و برنامه‌های مشارکتی بسیار مناسب‌اند. البته شرایط آب‌وهوا و حقوق نمایش باید مدیریت شود. اما به‌کمک تقویم انعطاف‌پذیر، مجوزهای از پیش‌تعیین‌شده، و قراردادهای روشن با صاحبان آثار می‌توان نمایش‌های گسترده و کم‌هزینه را ممکن کرد. همچنین استفاده از فناوری‌های نو مانند واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و پروداکشن مجازی می‌تواند نمایش شهری را از یک اتفاق ساده به تجربه‌ای نو تبدیل کند.

    نکته دیگر به کارگاه‌های آموزشی مربوط می‌شود. این بخش می‌تواند قلب تپنده جشنواره فیلم شهر باشد. اما برای اثرگذاری واقعی، باید از رویکرد «رویداد محور» فاصله گرفت. آموزش‌ها باید در طول سال ادامه یابند و به پروژه‌های تولیدی ختم شوند. یک نقشه راه ساده می‌تواند کارآمد باشد: ثبت‌نام زودهنگام، مسیرهای آموزشی طبقه‌بندی‌شده، مربیان حرفه‌ای، تمرین میدانی در محله‌ها، و در نهایت نمایش خروجی‌ها در جشنواره. چنین چرخه‌ای، به‌جای یک تجربه کوتاه، رابطه پایدار میان شهروندان و سینما می‌سازد.

    در بخش ارتباطات، نیاز به زبان صریح و فایده‌محور حس می‌شود. شهروندان به دنبال پاسخ‌های روشن‌اند: چرا باید بیایند؟ چه می‌بینند؟ چه یاد می‌گیرند؟ و چه نقشی دارند؟ اگر پیام‌های جشنواره به این سؤالات پاسخ ندهد، مخاطب به‌راحتی از دست می‌رود. بنابراین، باید برای هر بخش «پیشنهاد ارزش» تعریف شود. برای نمونه، در بخش خانواده، نمایش‌های صبحگاهی با محتوای شهری، سرگرمی‌های کودک‌محور و فعالیت‌های تعاملی می‌تواند جذاب باشد. در بخش حرفه‌ای، نشست‌های تخصصی و پنل‌های مسئله‌محور با خروجی‌های مستند و قابل انتشار اهمیت دارد. در بخش شهروندی، مسابقات موبایلی و تورهای تصویربرداری شهری، با راهنمایی عملی و بازخورد حرفه‌ای، انگیزه‌ساز است.

    مسئله بودجه و پایداری مالی نیز تعیین‌کننده است. جشنواره برای تولید اختصاصی، نمایش گسترده و آموزش مستمر، به منابع مشخص و شفاف نیاز دارد. راه‌حل، ترکیب حمایت شهرداری، مشارکت بخش خصوصی و مدل‌های درآمدی خرد است. می‌توان با اسپانسرهای مرتبط با شهری‌سازی، حمل‌ونقل عمومی، فناوری و فرهنگ، بسته‌های همکاری طراحی کرد. همچنین فروش محدود بلیت برای برخی برنامه‌های ویژه و عرضه دیجیتال خروجی‌ها، بخشی از هزینه‌ها را جبران می‌کند. شفافیت مالی، گزارش سالانه و ارزیابی مستقل، اعتماد اکوسیستم را تقویت می‌کند.

     

     

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *