• ارتباط با ما
  • به بهانه آغاز سال تحصیلی؛ بازخوانی «مدرسه‌ای که می‌رفتیم»

    امیر فرخاد | نگاهی کوتاه به فیلم «مدرسه‌ای که می‌رفتیم»، به کارگردانی داریوش مهرجویی

    فیلم «مدرسه‌ای که می‌رفتیم» ساخته داریوش مهرجویی (۱۳۵۹) از جمله آثار شاخص سینمای پس از انقلاب است که با اقتباس از داستان «حیاط پشتی مدرسه عدل آفاق» نوشته فریدون دوستدار ساخته شد. این فیلم با بازی درخشان علی نصیریان در نقش ناظم، تصویری استعاری از جامعه و ساختارهای قدرت را در قالب یک مدرسه به نمایش می‌گذارد.

    صحنه ناظم و دانش‌آموزان: قدرت در برابر اعتراض

    در بخشی از فیلم، ناظم با خشونت و تحکم با دانش‌آموزان برخورد می‌کند. لحن تند و توهین‌آمیز او، که با عباراتی چون «خفه شو» همراه است، نمادی از اقتدارگرایی و سرکوب صدای معترض است. دانش‌آموزان در برابر این خشونت واکنش نشان می‌دهند، اما صدای آنان خاموش می‌شود. این صحنه، بازتابی از تضاد میان نسل جوان و ساختارهای قدرت است؛ جایی که میل به آزادی و عدالت با دیوار سرکوب مواجه می‌شود.

    نامه دانش‌آموز و قدرت قلم

    در ادامه، یکی از دانش‌آموزان نامه‌ای برای معلم خود می‌نویسد و به یاد می‌آورد که او گفته است: «قدرت قلم از هر قدرتی بالاتر است.» این جمله، نقطه مقابل خشونت ناظم قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد که اندیشه و نوشتار می‌تواند ابزار مقاومت و تغییر باشد. در اینجا، مهرجویی با زبانی استعاری، قلم را در برابر چماق قرار می‌دهد؛ دو نیروی متضاد که یکی به دنبال خاموشی و دیگری به دنبال آگاهی است.

    حیاط جلویی و حیاط پشتی: دو جهان متضاد

    یکی از مهم‌ترین استعاره‌های فیلم، تقسیم مدرسه به حیاط جلویی و حیاط پشتی است.

    • حیاط جلویی: نماد آموزش رسمی، اخلاق، مهربانی و آزادی؛ تصویری از آنچه باید باشد.
    • حیاط پشتی: نماد خشونت، تبعیض، بی‌عدالتی و سرکوب؛ جایی که فعالیت‌های فرهنگی و هنری ممنوع است و تنها زور و تحکم حاکم است.

    این دوگانه، بازتابی از دو چهره جامعه است: ظاهر آراسته و پنهان پر از تناقض. مهرجویی با این استعاره، نقدی تند بر ساختارهای آموزشی و اجتماعی ارائه می‌دهد که در ظاهر به تربیت و اخلاق می‌اندیشند، اما در باطن، فضایی سرکوبگر و بی‌رحم می‌سازند.

    جمع‌بندی

    این صحنه‌ها در کنار هم، جوهره اصلی فیلم مهرجویی را آشکار می‌کنند: مدرسه به‌مثابه جامعه. جایی که تضاد میان قدرت و آزادی، خشونت و مهربانی، قلم و سرکوب، در قالب روابط میان ناظم، معلمان و دانش‌آموزان بازنمایی می‌شود. «مدرسه‌ای که می‌رفتیم» نه‌تنها یک فیلم درباره آموزش، بلکه بیانیه‌ای اجتماعی و سیاسی درباره وضعیت جامعه ایران در سال‌های پرالتهاب پس از انقلاب است.


    A Cinematic Reading of “The School We Went To” by Dariush Mehrjui

    In The School We Went To (1980), directed by Dariush Mehrjui, the school becomes a metaphor for society. In one scene, the authoritarian principal (played by Ali Nassirian) silences students with violence, while a student recalls a teacher’s words: “The power of the pen is greater than any power.” The contrast between the “front yard” (symbol of education and freedom) and the “backyard” (symbol of oppression and injustice) reflects the duality of Iranian society at the time.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *