به گزارش فرانما، جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش، روزنامهنگار و منتقد ادبی و هنری، شنبه ۱۴ شهریور پس از یک دوره بیماری درگذشت؛ چهرهای چندوجهی که بیش از شش دهه میان ادبیات، مطبوعات، طنز و هنرهای تجسمی رفتوآمد کرد و حتی در آخرین ماههای زندگی، روی تخت بیمارستان نقاشی را کنار نگذاشت.
مجابی متولد ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین بود.
او چند هفته پیش از رسیدن به ۸۷سالگی درگذشت.
خانوادهاش اعلام کردهاند پس از آیین تشییع و خاکسپاری، مراسم رسمی دیگری برای او برگزار نخواهد شد.
با این حال، خانه مجابی به مدت هفت روز پذیرای دوستان، هنرمندان و علاقهمندانی خواهد بود که قصد ادای احترام به او را دارند.
نویسندهای که در یک عنوان جا نمیشد
معرفی جواد مجابی با یک عنوان ساده دشوار است.
او شاعر بود، رمان مینوشت، طنزپردازی میکرد، درباره هنرهای تجسمی تحقیق میکرد و سالها در مطبوعات فعالیت داشت.
نقاشی نیز از کودکی بخش مهمی از زندگیاش بود.
این چندگانگی باعث شد کارنامه او از بسیاری از نویسندگان همنسلش متفاوت باشد.
مجابی نه فقط درباره هنر مینوشت، بلکه خودش هم در فرآیند خلق اثر تصویری حضور داشت.
آخرین نقاشیها در بیمارستان
یکی از آخرین فصلهای زندگی مجابی به بیمارستان ایرانمهر مربوط میشود.
او در سال ۱۴۰۵ و در دورهای که به دلیل بیماری بستری بود، نقاشیکردن را ادامه داد.
شبهایی که خواب به سراغش نمیآمد، به سراغ کاغذ و ماژیک میرفت.
نتیجه این دوره، مجموعهای شد با عنوان «شبهای سفید بیمارستان و من».
۳۷ نقاشی و طراحی از این مجموعه در همان بیمارستان به نمایش درآمد.
وقتی بیماری هم کار را متوقف نکرد
اهمیت این مجموعه فقط در محل خلق آثار نبود.
مجابی در شرایطی نقاشی میکرد که بخشی از زمانش به دستگاههای درمانی متصل بود.
با این حال، بیماری باعث توقف کار او نشد.
او در گفتوگویی درباره همان دوره گفته بود که نقاشی برایش امری بنیادی است و خودش را در اصل «نقاش» میداند.
به همین دلیل، «شبهای سفید بیمارستان و من» به شکلی ناخواسته به یکی از آخرین اسناد هنری زندگی او تبدیل شد.
از قزوین تا مطبوعات تهران
مجابی از دهه ۱۳۴۰ فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد.
او در دانشگاه تهران حقوق خواند و سپس تحصیلات خود را در مقطع دکترای اقتصاد ادامه داد.
مدتی در دستگاههای اداری و فرهنگی فعالیت کرد، اما بخش مهمی از زندگی حرفهایاش در مطبوعات گذشت.
مجابی سالها در روزنامه «اطلاعات» فعالیت داشت و با نشریات فرهنگی و ادبی متعددی همکاری کرد.
برای مدتی نیز سردبیری مجله «دنیای سخن» را برعهده داشت.
«شب ملخ» و رمانهای مجابی
بخش مهمی از کارنامه مجابی به داستان و رمان اختصاص دارد.
«شب ملخ» از شناختهشدهترین رمانهای اوست.
«شهربندان»، «مومیایی»، «باغ گمشده»، «بنفشههای سراشیب» و «عبور از باغ قرمز» نیز از دیگر آثار داستانی او به شمار میروند.
مجابی در داستانهایش اغلب از زبان طنز، کنایه، تخیل و تجربه اجتماعی برای ترسیم زندگی معاصر استفاده میکرد.
طنزی که چند دهه دنبال شد
طنز برای مجابی یک فعالیت جنبی نبود.
او از دهه ۱۳۴۰ بهطور جدی درباره سنت طنز فارسی مینوشت و خودش نیز آثار طنزآمیز منتشر میکرد.
«عبید بازمیگردد»، «نیشخند ایرانی»، «ایالاتِ نیست در جهان» و «آقای ذوزنقه» از آثار شناختهشده او در این حوزه هستند.
یکی از پروژههای پژوهشی مهمش نیز «تاریخ طنز ادبی ایران» بود.
مجابی سالها روی این موضوع کار کرد و تلاش داشت طنز فارسی را نه صرفاً بهعنوان شوخی ادبی، بلکه بهعنوان یک سنت تاریخی و انتقادی بررسی کند.
شاملو و ساعدی از نگاه مجابی
مجابی با بسیاری از نویسندگان و شاعران مهم نسل خود ارتباط نزدیک داشت.
دو نمونه مهم این ارتباط، احمد شاملو و غلامحسین ساعدی بودند.
او برای هر دو، شناختنامههایی مفصل تدوین کرد.
این آثار فقط زندگینامه نبودند.
مجابی مجموعهای از اسناد، مقالهها، گفتوگوها، آثار و نقدها را کنار یکدیگر قرار داد تا تصویری گستردهتر از زندگی و جایگاه این دو چهره ارائه کند.
ثبت تاریخ هنر نوگرای ایران
فعالیت مجابی در هنرهای تجسمی به همان اندازه جدی بود.
او چند دهه نمایشگاهها، هنرمندان و تحولات نقاشی معاصر ایران را دنبال کرد.
بخشی از حاصل این کار در کتاب دو جلدی «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» منتشر شد.
این پژوهش، تحولات نقاشی و مجسمهسازی ایران از آغاز قرن چهاردهم خورشیدی تا دهههای معاصر را بررسی میکند.
مجابی در آن درباره بیش از صد نقاش و مجسمهساز و جریانهای تأثیرگذار هنر نوگرای ایران نوشته است.
شاهد چند نسل هنر معاصر
اهمیت نوشتههای تجسمی مجابی فقط در نقد آثار نبود.
او از اواخر دهه ۱۳۳۰ بسیاری از اتفاقهای مهم هنر مدرن ایران را از نزدیک دیده بود.
نخستین بیینالهای تهران، شکلگیری گالریها، ظهور نسلهای تازه نقاشان، هنر انقلاب و تحولات دهههای بعد در دورهای رخ دادند که مجابی خود شاهد و منتقد آنها بود.
به همین دلیل، نوشتههایش درباره هنرهای تجسمی همزمان جنبه نقد، تاریخنگاری و خاطره فرهنگی پیدا کردند.
بیش از شش دهه فعالیت
فعالیت جواد مجابی از اوایل دهه ۱۳۴۰ آغاز شد و تا ماههای آخر زندگی ادامه داشت.
او در این فاصله شعر، رمان، داستان کوتاه، طنز، نقد، پژوهش و مقاله منتشر کرد و در کنار همه آنها نقاشی کرد.
از این منظر، کارنامه مجابی نمونهای از نسلی از روشنفکران و هنرمندان ایرانی است که مرز روشنی میان ادبیات، روزنامهنگاری و هنرهای تجسمی قائل نبودند.
خانهای که هفت روز باز میماند
خانواده مجابی تصمیم گرفتهاند پس از خاکسپاری، مراسم یادبود رسمی دیگری برگزار نکنند.
در عوض، در خانه او برای هفت روز به روی دوستدارانش باز خواهد بود.
جزئیات زمان و مکان تشییع و خاکسپاری قرار است جداگانه اعلام شود.
جواد مجابی در شرایطی از دنیا رفت که تنها چند هفته از نمایش نقاشیهایی میگذشت که در دوران بیماری خلق کرده بود؛ هنرمندی که آخرین ماههای زندگیاش نیز میان بیماری، نوشتن و نقاشی سپری شد.
.
Javad Mojabi Dies After Six Decades of Writing and Art
Faranema reports that Javad Mojabi, the Iranian writer, poet, satirist, painter, journalist and art critic, died on September 5, 2026, following a period of illness.
Born on October 14, 1939, in Qazvin, Mojabi was 86 and only weeks away from his 87th birthday.
His family has announced that no formal memorial ceremony will be held after his funeral and burial.
Instead, Mojabi’s home will remain open for seven days to friends, artists, cultural figures and admirers wishing to pay tribute.
A Career That Defied a Single Label
Mojabi worked across literature, journalism, satire, painting and art criticism for more than six decades.
He wrote poetry and novels, researched the history of Iranian satire, documented modern visual art and remained active as a painter.
This wide-ranging body of work made him one of the distinctive multidisciplinary figures of contemporary Iranian culture.
Painting From His Hospital Bed
One of the final chapters of Mojabi’s artistic life unfolded at Tehran’s Iranmehr Hospital.
While hospitalized in 2026, he continued drawing and painting during sleepless nights.
Those works became a collection titled “White Nights of the Hospital and Me.”
Thirty-seven paintings and drawings from the series were eventually exhibited at the hospital itself.
The works documented an artist who continued creating even while undergoing medical treatment.
Fiction and Satire
Mojabi wrote numerous novels and works of fiction.
His better-known novels include “Night of the Locust,” “Shahrbandan,” “The Mummy,” “The Lost Garden” and “Violets on the Slope.”
Satire was another major component of his career.
His books included “Obeid Returns,” “Iranian Sneer,” “The States That Do Not Exist in the World” and “Mr. Trapezoid.”
He also devoted decades of research to the history and development of literary satire in Iran.
Documenting Shamlou and Saedi
Mojabi compiled major reference works on poet Ahmad Shamlou and writer and playwright Gholamhossein Saedi.
Rather than conventional biographies, these volumes brought together documents, criticism, interviews and literary material in an effort to create broader portraits of the two influential Iranian writers.
A Historian of Modern Iranian Art
Visual art was central to Mojabi’s work.
He followed Iranian modern painting for decades as both an observer and critic.
His research culminated in works including the two-volume “Ninety Years of Innovation in Iranian Visual Art,” which surveys modern painting and sculpture in Iran and discusses more than a hundred artists.
Because Mojabi had personally witnessed many of the developments he later documented, his writing combined criticism, historical research and cultural memory.
More Than Six Decades of Work
Mojabi began his professional literary and artistic career in the 1960s.
He studied law at the University of Tehran and later earned a doctorate in economics.
He also worked extensively in Iranian journalism and collaborated with several influential cultural publications.
Mojabi continued writing and making art well into the final months of his life.
His family is expected to announce details of the funeral and burial separately.
