گزارش | امیر فرخاد
ایرج را نمیتوان فقط با صدایش به یاد آورد؛ چرا که صدای او در سینمای ایران چیزی فراتر از یک صدای پشت پرده بود. ایرج (حسین خواجهامیری) یکی از مهمترین صداهایی بود که به فیلمهای فارسی هویت، احساس و حالوهوای تازه بخشید. در سالهایی که ترانه و آواز بخش جداییناپذیر سینمای ایران بود، صدای ایرج به یکی از عناصر اصلی ستارهسازی تبدیل شد؛ صدایی که گاه به جای قهرمان فیلم میخواند و به او شخصیت، اعتبار و عاطفه میبخشید.
اما اهمیت ایرج فقط در قدرت حنجرهاش نبود؛ او زبان مخاطب را میشناخت.
از همهرنگ خواندن؛ راز ماندگاری ایرج
هرچه تقاضا برای آوازخوانی ایرج در فیلمها بیشتر میشد، منتقدان سنتگرا بیشتر از فاصله گرفتن او از آوازهای وزین و کلاسیک انتقاد میکردند. ایرج اما پاسخی روشن داشت:
«تصنیفهایی که من خواندهام خودش یک شهر فرنگ است؛ مقصود این است که از همهرنگ خواندهام.»
و شاید همین «از همهرنگ خواندن» راز ماندگاری او بود. ایرج توانست فاصله میان موسیقی رسمی و ذائقه عمومی را کم کند. اکبر گلپایگانی نیز در دفاع از او تأکید کرده بود که هنرمند باید ببیند مردم چه میخواهند؛ و ایرج دقیقاً به همین نیاز توجه داشت. او در کنار قطعاتی برآمده از سنت موسیقی ایرانی، آوازهایی را اجرا کرد که با زبان و سلیقه مردم کوچه و بازار پیوند داشت.
این اتفاق برای سینمای ایران مهم بود.
صدایی که شخصیت میساخت
در سینمای عامهپسند آن دوران، موسیقی فقط میان دو سکانس قرار نمیگرفت؛ موسیقی میتوانست داستان را جلو ببرد، شخصیت را تعریف کند و احساس تماشاگر را شکل دهد.
ایرج از همین امکان استفاده کرد. صدای او به بخشی از شناسنامه فیلمهای فارسی تبدیل شد و در مواردی، مخاطب را با بازیگر و شخصیت روی پرده پیوند زد. او از آن دسته خوانندگانی بود که حضورشان در سینما به «خوانندگی در فیلم» محدود نمیشد؛ صدایشان بخشی از تجربه تماشای فیلم بود.
بسیاری از قهرمانان سینمای آن دوره با صدای ایرج به مخاطب معرفی شدند و بخشی از احساسات و خاطره جمعی یک نسل با همان صدا شکل گرفت.
پس از انقلاب؛ سکوتی ناخواسته
پس از انقلاب ۱۳۵۷، ایرج نیز مانند بسیاری از هنرمندان همنسل خود از فعالیت حرفهای در سینما و موسیقی فاصله گرفت. خودش گفته بود ممنوعالکار نشده، اما کسی به او کار نمیداد. صدایی که سالها از پرده سینما شنیده میشد، ناگهان از آن حذف شد.
در سالهای بعد، پس از بازنشستگی از نیروی انتظامی، بخشی از فعالیت خود را با آموزش هنرجویان ادامه داد. کتاب «ایرج، نابغه آواز ایران» بخشی از خاطرات و روایتهای زندگی او را ثبت کرد. مستند «پهلوان آواز» به کارگردانی بهروز خلجی نیز فرصتی بود برای ثبت گفتوگوی ایرج با منوچهر نوذری؛ گفتوگویی که امروز ارزش تاریخی بیشتری دارد.
میراث ایرج؛ در سینما باقی مانده است
میراث ایرج بیش از هر کتاب و مستند و خاطرهای، در خود سینما باقی مانده است:
- در فیلمهایی که با صدای او دیده و شنیده شدند
- در شخصیتهایی که صدای او به آنها جان داد
- در خاطره نسلی که سینمای ایران را با قهرمانانی روی پرده و صدای ایرج در پسزمینه به یاد میآورد
ایرج دیروز از میان ما رفت؛ اما صدایی که زمانی بخشی از هویت سینمای فارسی بود، با رفتن صاحبش خاموش نمیشود.
بعضی صداها فقط خوانده نمیشوند؛ بخشی از تاریخ میشوند. ایرج، یکی از آنها بود.