مسعود کیمیایی از تهرانِ ازدسترفته گفت
به گزارش فرانما، همزمان با روز تهران، مرور گفتههای مسعود کیمیایی بار دیگر توجهها را به تصویری جلب میکند که این فیلمساز در طول چند دهه از پایتخت ایران در آثارش ساخته است؛ تصویری که امروز به اعتقاد او بسیاری از نشانههای هویتی خود را از دست داده است.
خالق فیلمهای «قیصر»، «گوزنها» و «ردپای گرگ» معتقد است تهران امروز تفاوت زیادی با شهری دارد که در آن رشد کرده و سالها سوژه فیلمهایش بوده است.
او در گفتوگویی درباره تغییر چهره پایتخت گفته بود:
«شهری که من دوستش داشتم جلوی چشمم مُثله شد. هر بار به دست یک شهردار افتاد و هر کدام بنا به سلیقه شخصیشان تغییراتی در آن انجام دادند.»
مسعود کیمیایی و تهران؛ یک رابطه قدیمی
نام مسعودکیمیایی بیش از هر فیلمساز دیگری با تهران گره خورده است. از محله امامزاده یحیی در «قیصر» تا اودلاجان در «گوزنها»، از سینما دیانا در «رضا موتوری» تا خیابانها و میدانهای تهران در «ردپای گرگ»، شهر تهران همواره یکی از عناصر اصلی جهان فیلمهای او بوده است.
در بسیاری از فیلمهای کیمیایی، تهران فقط محل وقوع داستان نیست، بلکه شخصیتی زنده است که همراه با قهرمانان فیلم نفس میکشد، تغییر میکند و آسیب میبیند.
لهجه تهران در فیلمهای کیمیایی
کیمیایی سالها پیش درباره آنچه «لهجه تهران» مینامد، توضیح داده بود که منظورش صرفاً زبان گفتاری نیست.
او معتقد بود هر محله و خیابان تهران سبک زندگی، فرهنگ و هویت خاص خود را داشت و همین ویژگی به شهر شخصیت میبخشید.
به گفته او:
«در گذشته خیابانهای این شهر هر کدام لهجه خاص خودش را داشت. اگر خیابان ری، نادری یا شمیران میخواستند حرف بزنند، هر کدام صدای متفاوتی داشتند.»
این کارگردان باور دارد با تغییر ساختار اجتماعی و فرهنگی شهر، این هویت به تدریج کمرنگ شده است.
چرا مسعود کیمیایی از تهران امروز انتقاد میکند؟
بخش مهمی از انتقادهای مسعودکیمیایی به تغییرات گسترده کالبدی و اجتماعی تهران مربوط میشود.
او بارها نسبت به رشد بیضابطه ساختوسازها، از بین رفتن بافتهای قدیمی و گسترش حاشیهنشینی هشدار داده است.
کیمیایی معتقد است گسترش حاشیهنشینی، مهاجرت گسترده به پایتخت و از بین رفتن تعادل اجتماعی، بر فرهنگ شهری تهران تأثیر گذاشته و باعث شده بخشی از هویت تاریخی شهر از میان برود.
تهرانِ «ردپای گرگ»؛ شهری که دیگر شناخته نمیشود
یکی از مهمترین فیلمهای کیمیایی درباره تغییرات تهران، «ردپای گرگ» است.
در این فیلم، شخصیت اصلی پس از سالها دوری به تهران بازمیگردد و با شهری روبهرو میشود که دیگر برایش آشنا نیست.
ازدحام جمعیت، تغییر چهره خیابانها، از میان رفتن نشانههای قدیمی و احساس غربت در زادگاه، از مضامین اصلی این فیلم هستند.
بسیاری از منتقدان «ردپای گرگ» را یکی از مهمترین روایتهای سینمای ایران درباره دگرگونی تهران میدانند.
نوستالژی تهران در نگاه کیمیایی
با وجود انتقادهای فراوان، کیمیایی همچنان پیوند عاطفی خود را با تهران حفظ کرده است.
او گفته بود:
«هنوز میروم سهراه مهندسی، زورخانه میبینم، هنوز از جلوی سینما رامسر رد میشوم. هنوز میروم سرچشمه و ادیبالممالک را میبینم و به گذشتههای خودم سر میزنم.»
این جملهها نشان میدهد تهران برای او فقط یک شهر نیست، بلکه بخشی از حافظه فردی و هنریاش به شمار میرود.
تهران در سینمای مسعود کیمیایی ماندگار شد
اگرچه تهران امروز فاصله زیادی با تصویر ثبتشده در فیلمهای دهههای ۴۰، ۵۰ و ۶۰ دارد، اما آثار مسعودکیمیایی همچنان بخشی از حافظه تصویری شهر را حفظ کردهاند.
فیلمهای او امروز نه فقط آثار سینمایی، بلکه اسناد فرهنگی ارزشمندی از تهرانِ گذشته به شمار میروند؛ تهرانی که به اعتقاد این فیلمساز، بسیاری از نشانههای هویتی خود را از دست داده است.
.
Kimiai: The Tehran I Loved Was Torn Apart
Faranema reports that acclaimed Iranian filmmaker Masoud Kimiai has once again reflected on the transformation of Tehran, describing the city he grew up in as fundamentally changed.
Kimiai, whose films such as Qeysar, The Deer, Reza Motori and Wolf’s Trace are closely associated with Tehran, argued that the capital has lost much of its historic identity and cultural character.
According to the filmmaker, Tehran once had distinct neighborhoods, each with its own social atmosphere and lifestyle. He believes unchecked urban change, migration and large-scale construction projects have altered the city’s original identity.
Kimiai also described many of his films as attempts to preserve the memory of old Tehran and the people who once shaped its character.
