به گزارش فرانما، نشست «گفتوگومندی در سینمای ایران» با محوریت فیلم «میکس» ساخته زندهیاد داریوش مهرجویی برگزار شد. در این نشست، شهابالدین عادل و علیرضا زریندست درباره ساختار فیلم، پشت صحنه سینما و نگاه مهرجویی به روایت سخن گفتند.
این برنامه با مشارکت خانه سینما و انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی برگزار شد. میثم یزدی، دبیر علمی نشست، نیز در این برنامه حضور داشت و بحث را جمعبندی کرد.
«میکس» و مفهوم ناسینما
شهابالدین عادل، استاد گروه سینما و تئاتر دانشگاه هنر، بحث خود را با جایگاه مهرجویی در سینمای ایران آغاز کرد.
او گفت «میکس» را میتوان از منظر اندیشههای ژانفرانسوا لیوتار بررسی کرد. به گفته عادل، فیلم در بسیاری از بخشها از یک روایت کلان فاصله میگیرد و به تکثر روایتها نزدیک میشود.
عادل همچنین مفهوم «ناسینما» را در تحلیل فیلم به کار گرفت. او توضیح داد که ناسینما الزاماً به معنای ضدسینما یا سینمای بد نیست. این مفهوم میتواند به رویکردی اشاره کند که نظم متعارف تصویر، حرکت و روایت را بر هم میزند.
به اعتقاد او، در «میکس» بیش از آنکه با یک خط داستانی منظم روبهرو باشیم، با رخدادهای پشت صحنه و آشفتگی فرآیند تولید فیلم مواجهیم.
مهرجویی و سینما درباره سینما
عادل «میکس» را در کنار نمونههایی از فیلمهای سینمای جهان قرار داد که خود سینما را موضوع قرار دادهاند.
او از «هشتونیم» فدریکو فلینی، «سانست بلوار» بیلی وایلدر، «سینما پارادیزو» جوزپه تورناتوره، «آواز در باران» و «تحقیر» ژانلوک گدار نام برد.
در سینمای ایران نیز به «ناصرالدینشاه آکتور سینما» و «دو فیلم با یک بلیت» اشاره شد.
از نگاه عادل، «میکس» نیز در همین مسیر قرار میگیرد؛ با این تفاوت که مهرجویی، فرآیند تولید فیلم و آشفتگی پشت صحنه را به بخش مهمی از ساختار اثر تبدیل کرده است.
بینامتنیت در «میکس»
بخش دیگری از صحبتهای عادل به چندصدایی، کارناوالیسم و بینامتنیت اختصاص داشت.
او گفت «میکس» بخشهایی از آثار خود مهرجویی را نیز درون ساختار فیلم جای میدهد. به اعتقاد او، این ارجاعها نشان میدهد مهرجویی با لایههای نظری و ادبی اثر نیز آگاهانه برخورد کرده است.
عادل همچنین به مناسبات تولید فیلم در دهه ۷۰ اشاره کرد. از نگاه او، مواردی مانند قطع نگاتیو در «میکس» بخشی از واقعیت تولید سینما در آن دوره را بازتاب میدهد.
او همچنین گویهای فلزی فیلم را یک موتیف تکرارشونده دانست که میتواند در تقابل با نظم و بهعنوان نشانهای از انشقاق خوانده شود.
زریندست: سینما همیشه طبق برنامه پیش نمیرود
علیرضا زریندست، فیلمبردار پیشکسوت سینمای ایران، در بخش دیگری از نشست درباره نقش تصادف در فرآیند تولید فیلم صحبت کرد.
او گفت بسیاری از اتفاقات در سینما از دل تصادف شکل میگیرند. زریندست برای توضیح این موضوع به خاطرهای از عباس کیارستمی اشاره کرد که در یکی از جشنوارههای بینالمللی، جابهجایی ترتیب نمایش یک فیلم در نهایت به نتیجهای بهتر برای اثر منجر شده بود.
او همچنین به محدودیتهای اقتصادی سینمای ایران پرداخت. به گفته زریندست، زمان محدود تولید گاهی باعث تغییر تصمیمهای کارگردان و فیلمنامهنویس میشود.
او حتی تغییر یک لوکیشن را مثال زد؛ تغییری که ممکن است به دلیل محدودیت تولید رخ دهد، اما در نهایت نتیجه هنری بهتری ایجاد کند.
«مهرجویی بسیار فروتن بود»
زریندست در بخش دیگری از سخنانش از داریوش مهرجویی یاد کرد.
او مهرجویی را فیلمسازی باهوش، آگاه و مسلط به سینما و ادبیات توصیف کرد و از فیلمهایی مانند «گاو»، «پستچی» و «دایره مینا» نام برد.
زریندست همچنین به تسلط مهرجویی بر ادبیات انگلیسی و فرانسه اشاره کرد و از مستندی درباره آرتور رمبو یاد کرد که مهرجویی آن را با تهیهکنندگی شبکه آرته ساخته بود.
او در ادامه گفت پشت صحنه یک فیلم میتواند با تصویری که مخاطب روی پرده میبیند تفاوت زیادی داشته باشد. به گفته زریندست، پشت صحنه گاهی با تنش و تعارض همراه است؛ موضوعی که «میکس» نیز آن را به تصویر میکشد.
زریندست: ماندگار شدن در سینما سخت است
یکی از مهمترین بخشهای این نشست به صحبتهای زریندست درباره ماندگاری در سینما اختصاص داشت.
او گفت: «ماندگار شدن در سینما سخت است.»
زریندست تأکید کرد بازیگران و عوامل فیلم در زمان فیلمبرداری باید مشکلات شخصی خود را مدیریت کنند تا بر کار اثر نگذارد. از نگاه او، انرژی و حس مثبت عوامل میتواند بر دیگر اعضای گروه نیز تأثیر بگذارد.
او همچنین درباره شیوه کار مهرجویی با بازیگران گفت که این کارگردان به بازیگران آزادی میداد تا بداههگویی کنند و نقش خود را پرورش دهند.
«میکس»؛ گفتوگوی صداهای مختلف
در پایان نشست، میثم یزدی بحثهای مطرحشده را جمعبندی کرد.
او گفت «میکس» را میتوان در سه سطح بررسی کرد: گفتوگو میان عوامل فنی و تولید، سطح نهادی و رویدادی و در نهایت سطح مخاطب و تماشاگر.
یزدی همچنین به کارناوالیسم در فرآیند تولید فیلم اشاره کرد. از این منظر، «میکس» فقط روایت ساخت یک فیلم نیست؛ بلکه مناسبات میان کارگردان، تهیهکننده، بازیگران، عوامل فنی و تماشاگر را نیز به تصویر میکشد.
شهابالدین عادل نیز در پاسخ به بحث تیپشدن شخصیتها گفت بسیاری از عوامل در «میکس» تا حدی خود واقعیشان را بازی کردهاند. او این ویژگی را بخشی از هنر مهرجویی دانست؛ فیلمسازی که اثر خود را در مرز میان واقعیت، روایت و ناسینما قرار داده است.
در پایان نیز جلسه پرسش و پاسخ با حضور استادان و علاقهمندان برگزار شد.
درباره فیلم «میکس»
«میکس» یکی از آثار متفاوت داریوش مهرجویی است که فرآیند تولید یک فیلم سینمایی را موضوع خود قرار میدهد. فیلم در سال ۱۳۷۸ ساخته شد و در هجدهمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت. داستان آن در روزهای نزدیک به جشنواره میگذرد؛ زمانی که گروهی سینمایی برای آمادهکردن فیلم با مجموعهای از مشکلات فنی و تولیدی روبهرو میشوند.
