• ارتباط با ما
  • «شرق بهشت»؛ تقابل ایمان، اخلاق و اعتراض

    به قلم آریو همتی:

    شرق بهشت (الیا کازان) ۱۹۵۵

    بازیگران: جیمز دین (کال ترسک)، جووانی هریس، ریموند مسی و دیگران

    معرفی و تحلیل فیلم

    قصه فیلم پیرامون پسر یک کشاورز است که تمام تلاش خود را برای نزدیک‌تر شدن به پدرش بی‌فایده می‌بیند. پدری که به پسر دیگرش گرایش دارد.

    فیلم «شرق بهشت»، بنا بر رویکرد ساختاریک ــ یعنی سینمای پیشاساختار، ساختارمند، پساساختار و فراساختارگرا ــ در نوع سینمای ساختارگرای کلاسیک قرار دارد و از آثار مطرح کلاسیک تاریخ سینما محسوب می‌شود.

    فیلم «شرق بهشت» در واقع اثری سنت‌سوژه‌گرا و در ذیل آن، مذهب‌سوژه‌گرا و به شکل جزئی‌تر، مسیحیت‌سوژه‌گرا محسوب می‌شود. تمامی فیلم، لحظات «آونگیستی» میان سنت و ضدسنت، ایمان و شک، و البته ایمان چارچوبیکِ خویش‌حق‌پندار را به نمایش می‌گذارد؛ ایمانی که با اعتراضی به این پرنسیب‌ها همراه است. تجلی این تقابل‌ها در کاراکترهای پدر و پسر او، یعنی کال ترسک، نمایان می‌شود.

    تلاش برای بد بودن، وقتی از دسترسی به خوب بودن بازمی‌مانی یا درمی‌یابی که بازخواهی ماند، یک بُعد اثر را شکل می‌دهد. بُعد دیگر، تلاش برای خوب بودن با وسیله‌هایی است که در اصول و سنتی که آن اصول از آن برخاسته‌اند، خوب و مطلوب محسوب نمی‌شوند.

    در واقع، فیلم تفکر غلطِ «هدف وسیله را توجیه می‌کند» را نیز به چالش می‌کشد. همان‌گونه که در لحظات مختلف، ساحت‌های ایمان چارچوب‌مند را به چالش می‌کشد.

    پدر به‌شدت اخلاق‌گرا، چارچوب‌مند، پایبند به اصول و پرنسیب، مذهبی و دارای شرافت و راستی است. اگر دروغی به بزرگی مرگ همسرش به بچه‌هایش گفته، تنها برای این بوده است که مادر را ــ به دلیل ضد‌اخلاقی بودن و رفتارهای غیراخلاقی‌اش ــ نخست از دیدار و تأثیرگذاری منفی بر پسرانش دور کند و دوم، تصویری نیک و فرشته‌گون از او در ذهن پسرانش بسازد تا آن‌ها نیز به سمت این مسیر اخلاقی پیش بروند.

    بازی جیمز دین و تناقض‌های کال ترسک

    بازی جیمز دین آمیزه‌ای از ترس و در عین حال شجاعت، جنون و اعتراض، و همچنین عشق و حسادت است. او هم در ارائه تصاویر متناقض و هم در ارائه تصاویر هم‌افزا موفق عمل کرده است.

    نوع بازی او درون‌گرای برون‌ریز است و در فیلم به دنبال کشف و ارائه معنایی متفاوت از آن چیزی است که الگوهای متعین پیشینی بوده‌اند.

    نکته مهم، عشق پسر به پدر در تمام لحظات فیلم و حتی در اوج درگیری‌هاست. کال، با وجود عشق به مادرش و تلاش برای اینکه خود را مانند مادر جلوه دهد، در بطن فیلم تمام تلاش خود را برای به دست آوردن دل پدر به کار می‌گیرد؛ حتی پس از فلج شدن و زمین‌گیر شدن پدر.

    گویی رستگاری کال آنجا شکل می‌گیرد که پدر به او می‌گوید مراقبت از من را خودت انجام بده. این پرستاری از پدر در سکانس آخر، شوری در کال ایجاد می‌کند؛ گویی او پس از تمام لحظات آشفتگی طول فیلم، معنای راستین بهشت را دریافته است.

    کشف ریشه‌ها با نگاهی انتقادی

    فیلم «شرق بهشت» در واقع کشف ریشه‌ها با نگاهی انتقادی است. بسیاری از دقایق فیلم به ارتباط کال و مادرش می‌پردازد؛ به اینکه کال می‌خواهد ابتدا خودش را به مادر بشناساند و سپس او را به پذیرش خود وادارد. او با این کار، هم به دنبال آرامش احتمالی خود و مادر است و هم می‌خواهد پولی را از مادر بگیرد که از راه قمار، کارهای نابهنجار و مانند آن به دست آورده است تا حال پدر را خوب کند.

    کال می‌خواهد تضاد میان زیست اخلاق‌گرای پدر و ضد‌اخلاق مادر را، همچون نقطه میانی یک قیچی، در فیلم به هم پیوند بزند. اما این دو لبه هیچ‌گونه پیوندی نخواهند داشت.

    پدر در تمام عمر، به‌جای عشق ورزیدن، مشغول بخشیدن پسرانش و به‌خصوص کال بوده است. البته این رویکرد بسته پدر، جایی از فیلم جلوه‌ای زیبا پیدا می‌کند: زمانی که کال پولی را که از راه‌هایی مانند فروش لوبیا و گرفتن سود از مردم به دست آورده، اخلاقی نمی‌داند. او می‌گوید مردمی که در جنگ بوده‌اند و هستند، نباید از نظر تجاری زیر فشار قرار بگیرند.

    پدر تا این اندازه نیز به اخلاقیات پایبند می‌ماند و با وجود از دست دادن محصولاتش و تحمل ضرر فراوان، سودی را که آن را دارای اشکال اخلاقی می‌داند، نمی‌پذیرد.

    به هر حال، فیلم سرشار از این لحظات دشوار تقابلی است. و در تشخیص اینکه چه رفتاری درست یا غلط است، غافلگیری‌های زیادی برای مخاطب دارد. این اثر همچنان جذابیت‌های داستانی و روایی خود را برای مخاطب امروزی حفظ کرده است.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *