به گزارش فرانما نمایشگاه عکس «مبتلا به…» بهتازگی در گالری کهن مانا برگزار شد؛ مجموعهای که به گفته سارا کریمان—موزهدار، مستندساز و روزنامهنگار—روایتی تصویری از رابطه پنهان و روزمره انسان با دارو است؛ رابطهای که از کودکی تا پایان زندگی با ما همراه است. در این گفتوگوی اختصاصی، کریمان از ایده شکلگیری نمایشگاه، نسبت آن با مستندسازی، تجربه زیسته بیماران، و نگاهش به مفهوم «ابتلا» سخن میگوید.
ایده نمایشگاه «مبتلا به…» چگونه شکل گرفت؟
سارا کریمان: من همیشه به عکاسی علاقه داشتم، اما هیچوقت به برگزاری نمایشگاه فکر نمیکردم. یک شب به این فکر افتادم که زندگی من چقدر وابسته به یک قرص است؛ اینکه کیفیت روزم به خوردن یا نخوردن آن بستگی دارد. همان لحظه جرقه نمایشگاه زده شد. حدود یک سال و نیم هرجا میرفتم عکس میگرفتم؛ بعضی با موبایل، بعضی با دوربین. به این فکر میکردم که زندگی همه ما چقدر تحتتأثیر دارو است. عنوان «مبتلا به…» هم دقیقاً به همین دلیل سهنقطه دارد؛ چون هرکدام از ما به نوعی درگیر یک «ابتلا» هستیم—از یک دیفنهیدرامین ساده تا بیماریهای صعبالعلاج.
این مجموعه را مستند میدانید یا استیج؟
من خودم را در هیچ دستهبندی قرار ندادم. برایم مهم بود مفهوم منتقل شود، نه اینکه بگویم عکاس مستند هستم یا استیج. بعضی قابها کاملاً اتفاقی ثبت شدند—مثل سطل زبالهای که بیرون گذاشته شده بود یا زنی که با کیسه دارو از خیابان رد میشد. اما بعضی عکسها را عمداً استیج کردم؛ چون مفهوم نیاز داشت. مثلاً عکسی که رشتهای دور گردن است و آدم را با خود میکشد. برایم مهم نبود که کادر یک سانت بهتر باشد؛ مهم این بود که حس عکس درست باشد.
در این مجموعه، رابطه انسان و دارو چگونه روایت شده است؟
من نه دارو را تقبیح میکنم نه تشویق. اصلاً صلاحیتش را ندارم. مسئله من لحظه مواجهه انسان با دارو است؛ لحظهای که در آن رنج، اضطراب، امید و وابستگی وجود دارد. در شرایط امروز، تهیه دارو خودش یک بحران است. قیمتها چند برابر شده و گاهی بیمار باید یک نفر را داشته باشد که فقط کارهای اداری و تهیه دارو را پیگیری کند. در بمبارانها دیدم که فرد مبتلا به اماس نگران این بود که داروی یخچالیاش را چطور سالم به پناهگاه برساند. اینها لایههای پنهان رنجاند.
چرا عکسها حالوهوای دراماتیک دارند؟
شاید به خاطر پیشینه من در فیلمسازی باشد. من ذاتاً هر سوژهای را دراماتیزه میکنم. حتی وقتی صحنهای را برای کسی تعریف میکنم، انگار دارم «شرح صحنه» مینویسم. در این نمایشگاه هم ناخودآگاه یک روایت دراماتیک شکل گرفته است. امیدوارم سوژه بعدیام کمی «لایتتر» باشد و لبخند به مخاطب بدهد.
آیا برای نمایش آثار در خارج از ایران اقدامی کردهاید؟
این نمایشگاه قرار بود دیماه برگزار شود اما به تعویق افتاد. در این مدت تحقیق کردم که هنرمندان دیگر کشورها چطور به موضوع بیماری و دارو پرداختهاند. جالب بود که بسیاری از آنها سلفپرتره کار کرده بودند؛ مخصوصاً هنرمندانی که سرطان داشتند. خیلی دوست دارم این مجموعه در کشورهای دیگر هم دیده شود—نه از نظر شخصی، بلکه چون این یک مسئله جهانی است. در برخی کشورها حتی اجازه جستوجوی آنلاین درباره داروهای خاص را نمیدهند. در استیتمنت نمایشگاه هم نوشتم: «در بیماریهای مزمن، انگار تابعیت یک سرزمین دیگر را داری.»
آیا این آثار نقدی بر صنعت دارو یا پزشکی دارند؟
نه. من وارد این حوزه نمیشوم. دارو پیشرفت علم است و اگر بیمار شوم قطعاً به پزشک مراجعه میکنم. مسئله من رابطه انسان با دارو است، نه قضاوت درباره صنعت داروسازی.
و در پایان…
امیدوارم هیچکدام از این قابها برای کسی تکرار نشود. امیدوارم از «امر مبتلا به» کاسته شود. این پروژه یک سال و نیم طول کشید و تلاشم این بود که رنج نادیده انسان در مواجهه با دارو را با مدیوم عکاسی روایت کنم.
گفتوگو و تصویر: امیر حمیدینوید، کامیار معصومی
عکس: عاطفه حسینزاده
Exclusive Interview: Sara Kariman on Her Photo Exhibition “Afflicted With…”
According to Faranema, Iranian museum curator, documentary filmmaker and journalist Sara Kariman presents a conceptual photo exhibition exploring the hidden, everyday relationship between humans and medication. In this in‑depth interview, she discusses the origins of the project, the blurred line between staged and documentary photography, the psychological weight of chronic illness, and her desire for the series to be seen internationally.