به گزارش فرانما گفتوگوی طولانی و پرجزئیات میان بهمن مقصودلو ـ نویسنده، سینماپژوه، فیلمساز و تهیهکننده ـ با امیر فرخاد، روزنامهنگار و کامیار معصومی، روایتهای مهمی از تاریخ شفاهی سینما در سالهای اخیر است. این گفتوگو نهتنها زندگی شخصی و حرفهای مقصودلو را بازتاب میدهد، بلکه بخشی از لایههای پنهان تاریخ سینمای ایران، روابط میان چهرههای شاخص، شکلگیری جریانهای سینمایی، و تحولات فرهنگی دهههای ۳۰ تا ۵۰ را آشکار میکند.
۱. آغاز زندگی در خانوادهای روشنفکر؛ کودکی با روزنامه و سینما
مقصودلو گفتوگو را با شرح ریشههای خانوادگی خود آغاز میکند؛ ریشههایی که بهوضوح در شکلگیری شخصیت فرهنگی او نقش داشتهاند. او میگوید:
«پدربزرگم محمدحسین آبادی از سران مشروطه بود… پدرم فرهنگی بود و من از سهچهار سالگی روزنامه میخواندم.»
خانهای پر از روزنامه، مجله، کتاب و رفتوآمد روشنفکران، محیطی بود که او را از همان کودکی با جهان فرهنگ آشنا کرد. در کنار این فضا، سینما نیز از همان سالهای نخست در زندگی او حضور داشت. سینمای «کشور» در چهارراه مختاری، متعلق به دوستان خانواده، نخستین جایی بود که او و برادرش بیژن هر هفته به آن سر میزدند.
تماشای فیلمهای ایتالیایی، سریالهای ماجراجویانه و آثار فریدون بینوا، علاقه او به سینما را به یک شیفتگی تبدیل کرد.
۲. نوجوانی و ورود به نقد سینما؛ از البرز تا خوارزمی
مقصودلو در دوران دبیرستان، همزمان با درس، بهطور جدی سینما را دنبال میکرد. او در دبیرستان البرز و سپس خوارزمی درس خواند؛ اما بخش مهمی از وقتش صرف تماشای فیلم و مطالعه درباره سینما میشد.
در ۱۶ سالگی، نقدنویسی را آغاز کرد؛ ابتدا در مجلاتی چون روشنفکر، صبح امروز، فردوسی و سپس در ستاره سینما. او در سال ۱۳۴۹، بهعنوان جوانترین سردبیر ماهانه ستاره سینما انتخاب شد؛ اتفاقی مهم در تاریخ مطبوعات سینمایی ایران.
۳. فعالیت در تلویزیون ملی ایران؛ ساخت برنامههای سینمایی
پس از سردبیری، مقصودلو وارد تلویزیون ملی ایران شد و برنامههای فرهنگی و سینمایی متعددی ساخت؛ از جمله:
- «به ما بگویید»
- «دستا و اندیشهها»
- برنامه سینمایی «تصویرها و سادهها» (۱۹۷۴)
این برنامه، بهگفته او، «پربینندهترین برنامه کانال دو» بود و موضوعاتی چون زندگی ادیسون، برادران مارکس، سینمای لهستان و سینمای موزیکال را پوشش میداد.
۴. حلقه روشنفکری دوشنبهها؛ ساعدی، فانی، بایرامی، کامیاب
یکی از بخشهای مهم گفتوگو، شرح جلسات فرهنگی دوشنبههاست؛ جلساتی که در رستوران برادران پایان، روبهروی سینما تهران برگزار میشد و چهرههایی چون:
- غلامحسین ساعدی
- کامران فانی
- حسن بایرامی
- منیژه کامیاب
- پرویز اسدیزاده
در آن حضور داشتند.
این جلسات، بهگفته مقصودلو، «مدرسهای واقعی برای فرهنگ و هنر» بودند و نقش مهمی در شکلگیری نگاه او به سینما و ادبیات داشتند.
۵. مواجهه با دکتر اسماعیل کوشان؛ بازخوانی یک شکاف تاریخی
بخش مهمی از گفتوگو به دکتر اسماعیل کوشان اختصاص دارد؛ چهرهای کلیدی در شکلگیری سینمای تجاری ایران.
۵.۱. نگاه نسل روشنفکران به سینمای تجاری
مقصودلو اعتراف میکند که نسل او در ابتدا سینمای تجاری را «سینمای آبگوشتی» میدانست و آن را جدی نمیگرفت. اما بعدها، با مطالعه و تجربه، نگاهش تغییر کرد:
«فهمیدیم سینمای تجاری پایه سینمای هنری است… ما مدیون کوشان هستیم.»
۵.۲. نقش کوشان در صنعتیکردن سینمای ایران
او کوشان را «آدمی شریف، روشن و بنیانگذار صنعت سینمای ایران» میداند. کوشان با تأسیس میترا فیلم، دوبله، تولید تجاری و مدیریت اقتصادی، سینمای ایران را از حالت پراکنده به سمت صنعت هدایت کرد.
۵.۳. اختلاف کوشان و دکتر کاوسی؛ تراژدی برخورد دو نگاه
مقصودلو به اختلاف میان کوشان و دکتر کاوسی اشاره میکند؛ اختلافی که بهگفته او «تراژدی برخورد دو نگاه» بود. او معتقد است اگر این دو همکاری میکردند، مسیر سینمای ایران متفاوت میشد:
- کوشان: تولید تجاری، بازگشت سرمایه، صنعت
- کاوسی: آموزش، دکوپاژ، قواعد سینمایی، تربیت نیرو
مقصودلو میگوید:
«اگر کوشان ده جوان میآورد و کاوسی به آنها درس میداد، سینمای ایران از همان ابتدا یک خط میانه پیدا میکرد.»
۶. روایتهایی از گلستان، ساعدی، هریتاش، کریمی و دیگران
۶.۱. ابراهیم گلستان
مقصودلو گلستان را «بسیار بافرهنگ اما خودخواه» توصیف میکند. او میگوید گلستان به بسیاری از سینماگران حمله میکرد و حتی درباره برادرش نیز رفتارهای تندی داشت.
۶.۲. غلامحسین ساعدی
ساعدی یکی از نزدیکترین چهرهها به مقصودلو بود. او دو مطلب برای ستاره سینما نوشت و بعدها در کتابهای ویژه سینما و تئاتر نیز با مقصودلو همکاری کرد.
ساعدی، بهگفته او، «بسیار مردمی، تندخو، اما بااستعداد و دقیق» بود.
۶.۳. خسرو هریتاش
مقصودلو فیلمهای هریتاش را تحلیل میکند:
- «آدمک»: «فیلمی بد و ناپخته»
- «سرایدار»: «فیلمی بسیار خوب و ماندنی»
- «ملکوت»: «فیلمی توقیفشده با ساختاری متافوریک»
۶.۴. نصرت کریمی
او به توقیف «محلل» اشاره میکند و میگوید کریمی در مصاحبهای گفته بود که «بهخاطر یک روحانی» فیلم توقیف شد.
۷. قیصر؛ نقدی تند و تاریخی
یکی از بخشهای جنجالی گفتوگو، نقد مقصودلو بر «قیصر» است. او این فیلم را «ارتجاعی، سنتی و ضد موج نو» میداند و دلایل متعددی ارائه میکند:
- تأیید انتقام شخصی
- تأکید بر آبرو و خودکشی
- نفی قانون
- ساختار سنتی روایت
او میگوید:
«قیصر فیلم خوشساختی است، اما موج نو نیست؛ ارتجاعی است.»
۸. مهرجویی، گاو و موج نو؛ روایتهایی از پشتصحنه
مقصودلو بخش مهمی از گفتوگو را به «گاو» اختصاص میدهد. او مستندی درباره این فیلم ساخته و با بسیاری از عوامل آن مصاحبه کرده است.
بهگفته او:
- «گاو» نخستین فیلم ایرانی بود که در جهان مطرح شد.
- دانشجویان و روشنفکران نقش مهمی در موفقیت آن داشتند.
- صفهای طولانی در سینما کاپری شکل گرفت.
- موج نو ایران با «گاو» آغاز شد.
۹. کیارستمی؛ زبان تازه سینما و بازتاب جهانی مرگ
مقصودلو کیارستمی را «چهرهای جهانی» میداند و میگوید:
«کیارستمی مرز میان مستند و داستانی را کدر کرد؛ زبان تازهای آورد.»
او از تجربههایش در فستیوال لوکارنو، کن و دیگر جشنوارهها میگوید و تأکید میکند که مرگ کیارستمی «بازتاب گسترده جهانی» داشت.
۱۰. مهرجویی؛ تأثیر مرگ و جایگاه جهانی
مرگ مهرجویی، بهگفته مقصودلو، «کمتر از کیارستمی بازتاب داشت» زیرا نسل منتقدان دهه ۷۰ و ۸۰ کمتر فعال بودند؛ اما او تأکید میکند که مهرجویی «یکی از ستونهای سینمای ایران» بود.
۱۱. آرشیو، کتابها و ۵۰ سال حضور در فستیوالهای جهان
مقصودلو در پایان گفتوگو از آرشیو گسترده خود یاد میکند:
- ۵۰۰ عکس
- هزاران سند
- کتاب «۵۰ سال سینما در فستیوالهای جهان»
- کتاب «سینمای ایران»
- مجموعه مصاحبهها و نقدها
او میگوید:
«هیچکس در جهان ۵۵ سال فستیوال نرفته و خاطراتش را ننوشته؛ من این کار را کردهام.»
A Comprehensive Conversation with Bahman Maghsoudlou: Childhood, Film Criticism and Untold Histories of Iranian Cinema
According to Faranema, a detailed conversation between Bahman Maghsoudlou and journalist Amir Farkhad reveals a wide range of personal memories, historical accounts and analytical perspectives on Iranian cinema. Maghsoudlou discusses his intellectual upbringing, early passion for cinema, his entry into film criticism, his editorial work, collaborations with major Iranian writers and filmmakers, and his encounters with figures such as Koushan, Kavousi, Saedi, Golestan, Haritash, Karimi, Kiarostami and Mehrjui.
He reflects on the evolution of Iranian cinema, the role of commercial filmmaking, the emergence of the New Wave, and the global recognition of Iranian filmmakers. The conversation also includes rare anecdotes, historical interpretations and insights drawn from Maghsoudlou’s five decades of festival experience and archival work.