• ارتباط با ما
  • همایون؛ بازیگری که پیش از مرگ، خاموش شد

    امیر فرخاد I محمدعلی تبریزیان، بازیگری که با نام هنری «همایون» در حافظه‌ی نسل‌های پیشین جای داشت، در سکوت و بی‌خبری درگذشت. این خاموشی، تنها مرگ یک هنرمند نبود؛ بازتاب تلخی بود از سیاست‌های فرهنگی‌ای که سال‌هاست بخشی از تاریخ سینمای ایران را نادیده گرفته‌اند.

    همایون از دل سینمای عامه‌پسند پیش از انقلاب برخاست. با فیلم‌هایی مانند سلطان قلب‌ها، آقای جاهل و تپلی برای مخاطبان آشنا شد. اما پس از انقلاب، نه‌تنها از صحنه‌ی سینما کنار رفت، بلکه از حافظه‌ی رسمی فرهنگی نیز حذف شد.

    حذف او، نمونه‌ای‌ست از برخورد حذفی با چهره‌هایی که برخلاف جریان رسمی، در زمان خود تأثیرگذار بودند. سینمایی که همایون در آن رشد کرد، با وجود همه‌ی نقدها، یکی از پایه‌های تولید مستمر، جذب مخاطب و حتی زمینه‌ساز موج نوی سینمای ایران بود. نادیده گرفتن چنین پیشینه‌ای، یعنی چشم‌پوشی از بخشی از زیست فرهنگی ما.

    در دورانی که نسل‌های تازه‌ی بازیگران با تجلیل و احترام بدرقه می‌شوند، درگذشت کسی مانند همایون بدون حتی یک پیام رسمی، نشانه‌ای‌ست از رویکرد گزینشی نهادهای فرهنگی. خانه‌ی سینما، بنیاد سینمایی فارابی و دیگر نهادهای مرتبط ترجیح دادند سکوت کنند. سکوتی نه از سر بی‌خبری، که تصمیمی آگاهانه؛ تصمیمی برای حذف به‌جای مواجهه.

    اما یادآوری محمدعلی تبریزیان، فقط دفاع از یک فرد نیست. او نماد نسلی‌ست که می‌توانست در پرتو سیاست‌های فرهنگی هوشمندانه، در فضای تازه بازتعریف شود. همان‌گونه که در بسیاری از کشورها، سینمای تجاری گذشته به سینمای هنری امروز پیوند خورده، در ایران هم این امکان وجود داشت. اما حذف، جای تعامل را گرفت.

    همایون سال‌های پایانی عمر را در انزوا گذراند؛ بدون حمایت، بدون توجه نهادهای فرهنگی. مرگ او تنها پایان زندگی یک بازیگر نبود. نشانه‌ای بود از فاصله‌ی رو‌به‌رشد ما با گذشته‌مان. وقتی تاریخ را گزینشی ببینیم، تصویری ناقص از خودمان می‌سازیم. تصویری بدون ریشه، بدون چشم‌انداز.

    در نهایت، مرگ در سکوت همایون، تلنگری‌ست به حافظه‌ی جمعی ما. تا زمانی که با گذشته‌مان آشتی نکنیم، نمی‌توانیم آینده‌ای برای هنر بسازیم.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *