سجاد خلیلزاده | نقد نمایش «کت»
به گزارش فرانما نمایش «کت» با کارگردانی سپنتا پزشکی، تجربهای متفاوت از تماشای تئاتر ارائه میدهد؛ تجربهای که از لحظه ورود مخاطب به سالن آغاز میشود، نه از نخستین دیالوگ. چیدمان صندلیها، حذف فاصله مرسوم میان صحنه و سالن و قرار گرفتن تماشاگر در سه ضلع اجرا، نخستین نشانههایی هستند که به مخاطب میگویند این بار قرار نیست تنها شاهد باشد؛ بلکه بخشی از سازوکار نمایش خواهد شد.
تغییر جایگاه تماشاگر؛ از مشاهده تا مشارکت
«کت» تماشاگر را از موقعیت امن همیشگی بیرون میآورد. مخاطب نمیتواند منفعل بماند و تنها نظارهگر باشد. نمایش او را به نقطهای میرساند که باید میان روایتها، احساسات و برداشتهای شخصی خود دست به انتخاب بزند. در این اجرا، دادگاه یک موقعیت نمایشی صرف نیست؛ سازوکاری است که تماشاگر را درون خود میکشد و مرز میان صحنه و سالن را کمرنگ میکند. مخاطب، بهجای تماشای سرنوشت شخصیتها، با این پرسش روبهرو میشود که اگر خود در چنین موقعیتی قرار گیرد، چگونه داوری خواهد کرد.
اتکا به موقعیت انسانی بهجای پیچیدگیهای فرمی
سپنتا پزشکی، بهجای استفاده از جلوههای بصری یا فرمهای پیچیده، مخاطب را در دل یک موقعیت انسانی قرار میدهد؛ موقعیتی که ارزش آن نه در پاسخهای آماده، بلکه در پرسشهایی است که پس از پایان اجرا نیز در ذهن باقی میمانند. بازیهای شادی امیری و علی سیبی نیز بر همین منطق استوار است. آنها شخصیتهایی میسازند که میان مسئولیت، تردید و انتخاب گرفتارند و از اغراق فاصله میگیرند تا جهان نمایش باورپذیر بماند.
اعتماد به مخاطب؛ پرهیز از توضیح اضافی
نمایش از توضیح دادن بیش از اندازه پرهیز میکند و اجازه میدهد بخشی از معنا در ذهن تماشاگر شکل بگیرد. این اعتماد، در روزگاری که بسیاری از آثار برای اطمینان از دریافت مخاطب همه چیز را صریح بیان میکنند، انتخابی قابل توجه است.
لحظه رأیگیری؛ نقطه اوج مشارکت
مهمترین لحظه مشارکت مخاطب، رأی نهایی اوست؛ لحظهای که نمایش از تماشاگر میخواهد نقش هیئت ژوری را بپذیرد. با این حال، یادداشت تأکید میکند که این بخش ظرفیت گسترش دارد. اگر پس از اعلام نتیجه، زمانی کوتاه برای گفتوگوی مخاطبان و بیان استدلالها اختصاص مییافت، تجربه مشارکتی نمایش از یک انتخاب فردی فراتر میرفت و به مواجههای جمعی با مفهوم قضاوت تبدیل میشد.
نمایشی درباره سازوکار قضاوت
«کت» بیش از آنکه درباره یک پرونده باشد، درباره سازوکار قضاوت است. نمایش تلاش میکند مخاطب را از شتاب داوری دور کند و او را به شنیدن عادت دهد. در این اجرا، سکوتها، نور، میزانسن و طراحی صحنه، همگی در خدمت ایجاد فضایی هستند که مخاطب را به مکث وادار میکند؛ مکثی که بخشی از تجربه قضاوت است.
بازیها و کارگردانی؛ خویشتنداری بهجای نمایشگری
بازیگران از اغراق پرهیز میکنند و اجازه میدهند احساسات از دل موقعیت خلق شود. کارگردانی نیز بر حذف عناصر غیرضروری استوار است و به متن، بازیگر و شعور مخاطب اعتماد میکند. این هماهنگی میان عناصر مختلف، اجرا را به تجربهای منسجم تبدیل میکند.
پرسشی که پس از پایان اجرا آغاز میشود
نمایش، معنای خود را بهطور کامل ارائه نمیدهد و بخشی از بار معنا را بر دوش مخاطب میگذارد. وقتی چراغها خاموش میشوند، پرسشی در ذهن تماشاگر باقی میماند: ما هنگام قضاوت دیگران، واقعاً بر چه اساسی رأی میدهیم؟
این پرسش، همان نقطهای است که نمایش پایان مییابد اما تجربه مخاطب آغاز میشود.
When Voting Becomes Part of the Performance: A Review of “Kat”
According to Faranema, the play “Coat” directed by Sepanta Pezeshki creates a theatrical experience that begins before the first line is spoken. The audience is placed around three sides of the hall, and the fourth side becomes the stage. This spatial choice signals that the viewer will not remain a passive observer.
The play gradually pushes the audience toward participation. The courtroom is not merely a setting; it is a mechanism that draws spectators into the act of judgment. Actors Shadi Amiri and Ali Sibi portray characters caught between responsibility, doubt and emotion, avoiding exaggeration to maintain authenticity.
The highlight of the performance is the final voting moment, where the audience acts as a jury. The review suggests that allowing spectators to briefly discuss their reasoning afterward could deepen the participatory experience.
“Coat” ultimately becomes a play about how humans judge, not about a single case. Silence, lighting and staging work together to create a reflective atmosphere. The play ends, but the central question remains: On what basis do we judge others?
