• ارتباط با ما
  • عصر روایت‌های غالب؛ به همه چیز شک کنیم!

    روز خبرنگار را می‌توان با تبریک‌ها، عکس‌ها، مراسم‌ها و جمله‌های پرطمطراق درباره اهمیت رسانه پشت سر گذاشت. اما شاید معنای واقعی این روز در چیز ساده‌تری باشد: یادآوری اینکه خبرنگار اساساً برای چه به وجود آمده است.

    شأن خبرنگار؛ نظارت بر قدرت

    شریل اتکیسون، روزنامه‌نگار و نویسنده کتاب «رسانه‌های مغرض» با ترجمه علی شاکر، در بخش‌هایی از این کتاب بر یک اصل بنیادین تأکید می‌کند: شأن روزنامه‌نگار، نظارت بر قدرت است؛ نه هواداری از یک حزب، جریان سیاسی یا روایت از پیش تعیین‌شده.

    این اصل ساده به نظر می‌رسد، اما در عمل یکی از دشوارترین اصول روزنامه‌نگاری است.

    خبرنگار و مرز میان خبر و روایت

    خبرنگار ممکن است سیاستمداری را دوست نداشته باشد، با او مخالف باشد یا حتی او را دروغگو بداند. اما این هیچ‌کدام مجوزی برای حذف سخنان او از خبر، تحریف مواضعش یا کنار گذاشتن اصول دقت و انصاف نیست. وظیفه خبرنگار این نیست که مخاطب را به نتیجه‌ای که خودش از پیش گرفته برساند؛ وظیفه او این است که اطلاعات را چنان دقیق و مستند در اختیار مخاطب بگذارد که مخاطب بتواند خودش داوری کند.

    اینجا یک مرز مهم میان «خبر» و «روایت» شکل می‌گیرد.

    رسانه زمانی از مسیر حرفه‌ای خود فاصله می‌گیرد که دیگر نپرسد: «آیا این ادعا درست است؟» و به جای آن بپرسد: «آیا این ادعا با روایتی که می‌خواهیم بسازیم سازگار است؟»

    این تغییر کوچک در سؤال، می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد.

    وقتی نتیجه از پیش انتخاب شده باشد

    وقتی خبرنگار ابتدا نتیجه را انتخاب کند و سپس به دنبال اطلاعاتی بگردد که آن نتیجه را تأیید کند، دیگر با روزنامه‌نگاری مواجه نیستیم؛ با روایت‌سازی مواجهیم.

    در چنین وضعیتی:

    • اطلاعات مخالف حذف می‌شوند
    • پرسش‌های ناخوشایند مطرح نمی‌شوند
    • منابع ناموافق به حاشیه رانده می‌شوند
    • تیتر، عکس و مهمان برنامه در خدمت نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده قرار می‌گیرند

    اتکیسون هشدار می‌دهد: رسانه فقط با آنچه منتشر می‌کند روایت نمی‌سازد؛ با آنچه منتشر نمی‌کند نیز روایت می‌سازد.

    قدرت رسانه؛ انتخاب و حذف

    انتخاب اینکه چه کسی تریبون داشته باشد، چه کسی نداشته باشد، کدام موضوع تیتر یک شود، کدام خبر در حاشیه بماند، کدام کارشناس بارها دعوت شود و کدام صدا اصلاً شنیده نشود، همگی بخشی از قدرت رسانه‌اند.

    این قدرت اگر با مسئولیت حرفه‌ای همراه نباشد، رسانه را از ناظر قدرت به بخشی از مناسبات قدرت تبدیل می‌کند.

    دروغ همیشه آشکار نیست

    مشکل فقط دروغ صریح نیست. گاهی مسئله بسیار ظریف‌تر است:

    • اطلاعات درست، اما گزینش‌شده
    • واقعیت، اما بدون زمینه
    • آماری واقعی، اما بریده‌شده از مجموعه داده‌ها
    • نقل قولی درست، اما چیده‌شده در کنار اطلاعاتی که معنای آن را تغییر می‌دهد

    در چنین شرایطی، رسانه ممکن است حتی بدون بیان یک دروغ آشکار، تصویری گمراه‌کننده از واقعیت بسازد.

    آمیختن خبر و نظر؛ خطر بزرگ

    یکی از خطرناک‌ترین وضعیت‌ها، آمیختن خبر و نظر است. مخاطب باید بداند کجا با یک واقعیت قابل راستی‌آزمایی مواجه است و کجا با تحلیل و تفسیر خبرنگار یا رسانه.

    اگر این مرز از میان برود، مخاطب دیگر نمی‌داند کدام بخش «خبر» است و کدام بخش «روایت».

    بی‌طرفی واقعی؛ وفاداری به شواهد

    بی‌طرفی نباید با یک سوءتفاهم قدیمی اشتباه گرفته شود. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای الزاماً به این معنا نیست که هر ادعایی را صرفاً برای رعایت ظاهر بی‌طرفی، هم‌وزن ادعای دیگر قرار دهیم.

    اگر شواهد و اسناد به روشنی یک ادعا را تأیید می‌کنند، روزنامه‌نگار وظیفه ندارد برای ایجاد توازن مصنوعی، یک ادعای بی‌پایه را نیز هم‌سنگ آن عرضه کند.

    بی‌طرفی واقعی، بی‌طرفی میان حقیقت و دروغ نیست؛ وفاداری به شواهد است.

    اهمیت روزنامه‌نگاری تحقیقی

    رسانه‌ای که فقط اطلاعات رسمی را بازنشر می‌کند، الزاماً روزنامه‌نگاری نمی‌کند. روزنامه‌نگاری زمانی معنا پیدا می‌کند که خبرنگار:

    • سؤال کند
    • سند بخواهد
    • منابع مستقل پیدا کند
    • ادعاها را راستی‌آزمایی کند
    • سراغ موضوعات سخت و پرهزینه برود

    اگر افشاگر احساس کند اطلاعاتش منتشر نخواهد شد، اگر منبع بداند خبرنگار نتیجه را از پیش انتخاب کرده، و اگر خبرنگار به دنبال تأیید روایت مسلط باشد، اعتماد از بین می‌رود.

    اعتماد؛ سرمایه‌ای که تمام می‌شود

    رسانه می‌تواند مدتی با تیترهای جنجالی، دوقطبی‌سازی و روایت‌سازی مخاطب جذب کند. اما اعتبار چیزی نیست که بتوان آن را بی‌نهایت خرج کرد.

    هر بار که مخاطب بفهمد:

    • بخشی از واقعیت حذف شده
    • خبر با نظر آمیخته شده
    • رسانه برای منافع سیاسی یا مالی اصول حرفه‌ای را کنار گذاشته

    بخشی از سرمایه اعتماد از دست می‌رود.

    رسانه بدون اعتماد مخاطب، چیزی جز یک بلندگو نیست.

    روز خبرنگار؛ فرصتی برای پرسیدن چند سؤال سخت

    شاید به همین دلیل است که روز خبرنگار نباید فقط روز ستایش باشد. این روز باید فرصتی برای پرسیدن چند سؤال سخت از خودمان باشد:

    • آیا هنوز خبر برای ما مهم‌تر از روایت است؟
    • آیا واقعیت ناسازگار با باور شخصی را منتشر می‌کنیم؟
    • آیا به مخالف اجازه سخن گفتن می‌دهیم؟
    • آیا پیش از انتشار یک اتهام، سند مستقل داریم؟
    • آیا میان خبر و نظر مرزی روشن گذاشته‌ایم؟
    • آیا رسانه را برای نظارت بر قدرت می‌خواهیم یا برای توضیح منافع خودمان؟

    بازگشت به اصل ساده: خبر باید ستاره کار رسانه باشد

    نه خبرنگار، نه سردبیر، نه کارشناس، نه سیاستمدار و نه روایت سیاسی نباید جای خبر را بگیرد.

    رسانه‌ای که حقیقت را فدای روایت می‌کند، ممکن است مدتی پرمخاطب و پرسر‌وصدا باشد؛ اما دیر یا زود با پرسش مهمی روبه‌رو می‌شود:

    وقتی مخاطب دیگر به ما اعتماد نکند، دقیقاً چه چیزی برایمان باقی می‌ماند؟

    شاید بهترین تبریک برای روز خبرنگار همین باشد: به جای آنکه از خبرنگار بخواهیم با روایت مورد علاقه ما همراه شود، از او بخواهیم حقیقت را دقیق‌تر و صادقانه‌تر دنبال کند.

    این کمترین انتظاری است که از رسانه داریم؛ و شاید دشوارترین کاری باشد که یک خبرنگار می‌تواند انجام دهد.

    امیر فرخاد

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *