به قلم آریو همتی
وجوه مختلف بازیگری تعالیگرای زنان سینمای ایران با فاطمه معتمدآریا در کنار سوسن تسلیمی، شهره آغداشلو، گلشیفته فراهانی و لیلا حاتمی ظهور و بروز پیدا کرد. این نوع بازیگری «تَن ـ روحی» از دل مبارزهای پایانناپذیر با دو نگره غلط دهههای پنجاه و شصت بیرون آمد: ۱) نگره «زن ابزاربین» که بدن را فقط تن میپنداشت، ۲) نگره «تنانکارگر» که بدن را فقط روح میدید.
بازیگری معتمدآریا حاصل بازگشت به ریشه مشترک «جنس سومِ تن و روح» و همافزایی بیپایان این دو است؛ جایی که اتفاقهای فرارو ـ اینجا در هنر و بازیگری ـ شکل میگیرند.
سوژههای شناور بازیگری کاراکتری و روابط دگرسوژگی آنها، درک متقابل هر دو سوی نقش و بازیگر را ممکن کرده و توانسته مفهوم «بازیگری بهعنوان حجاب» را از میان بردارد؛ بهگونهای که اتفاقی که در فیلم میافتد طبیعیترین حالت ممکن باشد و مخاطب حس نکند بازیگر در حال بازی کردن است، بلکه در جهان طبیعی اثر غرق شود.
معتمدآریا با انتخاب نقشهایی که برای حقوق زنان میجنگند، با تضاد میان آرامش بیرونی و احساسات آتشفشانی درونی، قدرت بالای دیالوگگویی، تسلط بر صحنه، توان بدنی بالا و روحیه عصیانگری، توانسته خود را بهعنوان یکی از صاحبسبکترین و در واقع «بازیگر مولف» به جهان سینما معرفی کند.
دهه شصت؛ دهه تجربه و پویایی
دهه شصت برای فاطمه معتمدآریای جوان، دهه کسب تجربه و پویایی بود. حضور او کنار مرضیه برومند، ایرج طهماسب، رضا بابک، حسن پورشیرازی و دیگران، مسیر حرفهایاش را شکل داد. مهمترین فرصت این دهه، بازی در کنار هادی اسلامی و پروانه معصومی در فیلم «جهیزیه برای رباب» (سیامک شایقی – ۱۳۶۶) بود؛ جایی که معتمدآریا بازی «درونگرای درونریز» خود را مقابل بازی «درونگرای برونریز» هادی اسلامی و «برونگرای برونریز» پروانه معصومی ارائه داد.
حضور در «برهوت» (محمدعلی طالبی – ۱۳۶۷) و بازی کنار حسین محجوب در جهان مینیمالیستی طالبی، تجربهای ارزشمند برای او بود. در «گل پامچال» (طالبی – ۱۳۶۸، نوشته کامبوزیا پرتوی)، الگویی متناسب از زنان دردکشیده شکل گرفت؛ حضوری کنار داوود رشیدی که آیندهای روشن را برای معتمدآریا تصویر میکرد. «گل پامچال» با استقبال کمنظیر مخاطبان، سکوی پرش او شد.
دهه هفتاد؛ دهه شکوفایی و تثبیت سبک
دهه هفتاد برای معتمدآریا دهه شکوفایی بود. نیروی جوانی، توان بدنی و جسارت در انتخاب نقشهایی که او را در پیوند دائمی با سینمای مطالبهگر قرار میداد، سبک ویژهای برایش ساخت؛ سبکی که بعدها الگوی نسلهای بعدی بازیگران زن شد.
حضور در آثار کارگردانان مولف مانند بهرام بیضایی، محسن مخملباف، رخشان بنیاعتماد و همچنین کارگردانان برجستهای چون کمال تبریزی، مهدی فخیمزاده، سیروس الوند و ایرج طهماسب، جایگاه او را بر پرده تثبیت کرد.
نمونههای شاخص دهه هفتاد
- «ناصرالدین شاه آکتور سینما» (مخملباف – ۱۳۷۰) بازی درونگرای درونریز معتمدآریا کنار بازیهای دروندرونی مهدی هاشمی و برونبرونی عزتالله انتظامی، اثری تازه و خوشریتم ساخت.
- «مسافران» (بیضایی – ۱۳۷۰) اثری شخصی با متن و دیالوگهای فاخر. معتمدآریا بازی برونگرای درونریز خود را کنار مژده شمسایی (بروندرونی) و هما روستا (برونبرونی) ارائه داد.
- «هنرپیشه» (مخملباف – ۱۳۷۱) بدهبستان بازیگری میان معتمدآریا (برونگرای درونریز)، اکبر عبدی (بروندرونی)، ماهایا پطروسیان (درونبرونی) و پروین سلیمانی (برونبرونی)، اثری چندوجهی ساخت.
- «یک بار برای همیشه» (سیروس الوند – ۱۳۷۱) بازی درونگرای درونریز معتمدآریا مقابل خسرو شکیبایی (برونگرای درونریز)، به کشف و شهود بیشتر در بازیگری او انجامید.
- «همسر» (فخیمزاده – ۱۳۷۲) بازی برونگرای برونریز معتمدآریا کنار مهدی هاشمی، اثری تأثیرگذار در حوزه حقوق زنان ساخت.
- «روسری آبی» (بنیاعتماد – ۱۳۷۳) مهمترین بازی تالیفی معتمدآریا؛ کنار انتظامی و فرهاد اصلانی، اثری ماندگار خلق شد.
زوج کمدی معتمدآریا ـ طهماسب
از «کلاهقرمزی و پسرخاله» (۱۳۷۳) تا «عینک دودی»، «یکی بود یکی نبود»، «دختر شیرینیفروش»، «کلاهقرمزی و سروناز» و «زیر درخت هلو»، زوج معتمدآریا ـ طهماسب یکی از مهمترین زوجهای تفاوتساز دهه هفتاد شدند. معتمدآریا معمولاً «برونگرای درونریز» و طهماسب «درونگرای برونریز» بازی میکرد؛ ترکیبی که جذابیت آثار مشترکشان را بالا برد.
دهه هشتاد؛ بلوغ و بهکارگیری تجربهها
دهه هشتاد برای معتمدآریا دهه بهکارگیری تجربههای دهه هفتاد بود. برخی آثار شاخص این دهه:
- «گیلانه» (بنیاعتماد – ۱۳۸۲) مهمترین اثر بازیگری او در دهه هشتاد. بازی درونگرای درونریز کنار باران کوثری (برونگرای برونریز) و بهرام رادان (درونگرای درونریز)، اثری درخشان ساخت.
- «تقاطع» (داوودی – ۱۳۸۴) فیلمی چندروایتی با حضور گسترده بازیگران. بازی برونگرای درونریز معتمدآریا کنار مجید مظفری، باران کوثری، بیژن امکانیان و سروش صحت، یکی از پربازیگرترین آثار دهه شد.
- «اینجا بدون من» (توکلی – ۱۳۸۹) بازی برونگرای برونریز معتمدآریا کنار صابر ابر و نگار جواهریان، اثری مهم در کارنامه اوست.
دهه نود؛ ادامه درخشش در سینمای مطالبهگر
در دهه نود، حضور معتمدآریا در سینمای مطالبهگر ادامه یافت. آثاری چون:
- «قصهها» (بنیاعتماد – ۱۳۹۱)
- «آباجان» (هاتف علیمردانی – ۱۳۹۶)
- «عامهپسند» (سهیل بیرقی – ۱۳۹۸)
اما مهمترین اتفاق این دهه، «بنفشه آفریقایی» (مونا زندی حقیقی – ۱۳۹۷) بود؛ جایی که بازی درونگرای برونریز معتمدآریا کنار سعید آقاخانی و رضا بابک، اثری جسورانه و مطرح را رقم زد.
جمعبندی
فاطمه معتمدآریا در چهار دهه فعالیت، از تجربهگرایی دهه شصت تا شکوفایی دهه هفتاد، بلوغ دهه هشتاد و تثبیت جایگاه در دهه نود، توانسته یکی از مهمترین مسیرهای بازیگری زن در سینمای ایران را رقم بزند. او با ترکیب توان بدنی، قدرت بیان، تسلط بر صحنه، انتخاب نقشهای مطالبهگر و روحیه عصیانگری، به «بازیگر مولف» تبدیل شده است؛ بازیگری که سبک دارد، جهان دارد و اثر میگذارد.
