نگاهی به یادداشت اخیر مجید برزگر، تهیهکننده و فیلمساز به مناسبت تولد عباس کیارستمی، سهراب شهید ثالث، ناصر تقوایی و جعفر پناهی
تیرماه در تقویم، ماهی مانند دیگر ماههاست؛ اما در حافظه فرهنگی سینمای ایران، معنایی فراتر از یک تاریخ ساده دارد. این ماه، تولد چهار فیلمساز بزرگ را در خود جای داده است: عباس کیارستمی، سهراب شهید ثالث، ناصر تقوایی و جعفر پناهی؛ چهار نگاه متفاوت که هر یک شیوهای تازه برای دیدن جهان پیش روی سینمای ایران گذاشتند.
تیرماه؛ تصادفی شاعرانه در تاریخ سینمای ایران
همزمانی تولد این چهار فیلمساز، شاید تصادفی باشد، اما تصادفی از جنس آنچه تاریخ گاهی با آن بازی میکند؛ تصادفی که ما را به فکر وامیدارد. این همزمانی فرصتی است برای پرسش از اینکه سینمای ایران، در بهترین لحظههایش، جهان را چگونه دیده است.
اعتماد به واقعیت؛ نقطه مشترک چهار نگاه
اگر میان جهانهای متفاوت این چهار فیلمساز رشتهای مشترک وجود داشته باشد، آن رشته اعتماد به واقعیت است. در زمانی که سینما در بسیاری از نقاط جهان به نمایش، اغراق و شتاب تکیه میکرد، این چهار نفر به مکث، سکوت، جزئیات و زندگی همانگونه که هست اعتماد کردند.
کیارستمی؛ کشف پیچیدگی در دل سادگی
در سینمای عباس کیارستمی، دوربین کمتر تحمیل میکند و بیشتر گوش میدهد. جادهها، کودکان، درختها و باد، عناصر روایت نیستند؛ شیوهای برای اندیشیدن هستند. کیارستمی پیچیدگی را در دل سادگی کشف میکرد و جهان را با بازی، امکان و گشودگی پیش چشم ما میگذاشت.
شهید ثالث؛ وزنِ بودن و سکوت
سهراب شهید ثالث واقعیت را در ماندن جستوجو میکرد. زمان در آثار او همانگونه که بر زندگی میگذرد، بر پرده جاری میشود. حادثه اغلب بیرون قاب است و آنچه باقی میماند، سکون، فرسایش و تأمل درباره وضعیت انسان.
تقوایی؛ جغرافیا بهمثابه سرنوشت
در سینمای ناصر تقوایی، اقلیم فقط پسزمینه نیست؛ نیرویی تعیینکننده است. جنوب در آثار او بر اخلاق، زبان و تقدیر شخصیتها اثر میگذارد. تقوایی نشان داد جهانی شدن از وفاداری به مکان آغاز میشود، نه از گریز از آن.
پناهی؛ واقعیت در کشاکش قدرت
جعفر پناهی واقعیت را در برخورد با قدرت، قانون و محدودیت میبیند. خیابان، تاکسی، آپارتمان و گفتوگوهای روزمره، محل شکلگیری پرسشهای اوست. در آثارش، شکل تولید فیلم نیز بخشی از معنای فیلم میشود؛ هر محدودیت، زبان تازهای برای سینما میآفریند.
چهار امکان برای دیدن جهان
این چهار فیلمساز، با وجود تفاوتهایشان، در یک نقطه مشترکاند: اعتماد به تصویر. آنها جهان را پیش از داوری، مشاهده کردند؛ و همین نگاه، میراثی است که هنوز زنده است.
بازگشت به سینمای آنان، یادآوری امکانی دیگر برای دیدن جهان است؛ امکانی که در آن باد شنیده میشود، انتظار معنا دارد و یک گفتوگوی کوتاه در تاکسی میتواند اندازه یک رمان، زمانه ما را آشکار کند.
Four Ways of Seeing the World: Iranian Cinema’s July Births
According to Faranema, the month of Tir holds a special place in Iranian cinema. It marks the birthdays of Abbas Kiarostami, Sohrab Shahid Saless, Nasser Taghvai and Jafar Panahi — four filmmakers whose distinct visions reshaped the relationship between reality, humanity and the cinematic image.
Their common thread is trust in reality. While global cinema often leaned toward spectacle and speed, these filmmakers embraced silence, stillness and everyday life.
Kiarostami discovered complexity within simplicity. Shahid Saless explored the weight of existence and the passage of time. Taghvai turned geography into destiny. Panahi captured reality in conflict with power and limitation.
Together, they offer four possibilities for seeing the world, reminding us that observation, when precise, outlives interpretation.
